قربونت برم خدا.......

برف اونقدر شديد بود که می شه گفت چشم چشمو نمی ديد . عين پنبه  . می باريد و بی وقفه می باريد . قربونت برم خدا چه طبيعت زيبايی داری اخه امشب هم وقت باريدن بود . ترافيک بيداد می کرد . انگار ملت توی اين برف يادشون افتاده بيان خيابون . چمرانو ميگی از اول تا تهش مثل حمله لاک پشتها جای سوزن انداختن نبود . حالا هزار تا دلهره که تا برسم چی می شه . اصلا به موقع می رسم يا نه تو همين اضطرابا بوم يکی تق تق زد به شيشه ماشين . انقدر مه بود که چشمم نمی ديد پليسه يا نه. شيشه رو دادم پايين . تورو خدا کمک کنيد گشنه ام ...... اه بر پدرتان لعنت توی اين سرما اومدی گدايی ..؟؟؟ بابا ای ول ... حالا بيا پول در بيار . کيفم هم توی جيب شلوارو اونقدر هم پوشيدم مگه به جيب شلوار می رسم ...........

  
نویسنده : .. .. ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٤