اعتراف.....

هميشه اول حرفهامو مينويسم بعد عنوان انتخاب ميکنم ...اما اين دفعه عنوانو انتخاب کردم...اعتراف ميکنم که بد حرف زدم ...خيلی بد....و اگر چه سکوت کرد و در مقابل حرف من واکنش خوبی نشون داد ..اما اين معنيش اين نيست که من اشتباه نکردم ....من الان به شدت از دست خودم عصبانی هستم و دلم ميخواد به شدت خودمو تنبيه کنم .....اما نمی دونم چه تنبيهی مناسبه .....ايا همين عذاب وجدان بدترين تنبيه نيست ...احمق اينقدر تند رفتی که نفهميدی چی گفتی..... جمله بسيار بی ادبانه ای گفتی و نمی دونم ديگه چطور می تونم اين اشتباه روجبران کنم ..توی اون لحظه ميخواستی درجه عشقشو بسنجی .....اونم توی اوج عصبانيتش ....انتظار داشتی چه جوابی بشنوی ....ميخوای خودتو توجيه کنی؟.... باشه پس بگو اين حرف من  به تلافی اون جمله ايشون که تورو آدم خلافی ميدونست اونم فقط با دليل اينکه تو تنها زندگی ميکنی .....آخی اينجوری عذاب وجدانم کمتر ميشه ....آره الان احساس خوبی دارم .... عجيبه چرا همون زمان من از اين حرفش دلخور نشدم ؟....اصلا اين جمله برام مهم نبود ..انگار ...احمق اون زمان اينقدر درگيره عشق بودی که حتی نمی شنيدی چی دارند در موردت ميگن ....خوب ايا اون روز که خواهرش در مورد من اين حرف رو زد اين مدلی عصبانی شد؟.... مطمئن باش نه..... اما از حرف من عصبانی شد..... پس اينکه ميخواستم ميزان عشقشو بسنجم اشتباه نبوده...... سوالم بی مورد بود ....... خودم بايد از همين تحليل کوچولو به ميزان علاقه اش پی می بردم....به هر صورت تو اشتباه کردی چون گفتن اين جملات در شان تو نيست هرچقدر هم که متنفر باشی يا عصبانی.... خيلی حرف زشتی زدی و واقعا بايد تنبيه بشی .... نه به اين خاطر که در مورد شخص خاصی اين حرفو زدی ..اين حرفو اگه در مورد هرکسی بزنی زشتو نا پسنده.... ای بابا واستا ببينم هی داری متهم ميکنی.....مگه دروغ گفتم.... راست يا دروغ آدمها حق دارند خودشون زندگيشونو انتخاب کنند .....به تو چه .....تو فقط ميتونی بگی ميتونی با اين شرايط ادامه بدی يا نه.... حق نداری قضاوت کنی.....اون حق داره اونجوری که دوست داره زندگی کنه ...حالا ميتونی ادامه بده ..نمی تونی ؟ تو را بخيرو مارا به سلامت..... کی به تو اين اجازه را داده که در مورد زندگی ديگران قضاوت کنی يا حتی نظر بدی؟.....اصلا نقش تو چيه ؟.....از همين الان بايد يه قولی بدی.... ديگه نميخوام در موردش نظر بدی .... تو فقط شنونده ای .. همين .....هيچ چيزه ديگه ای به تو مربوط نمی شه.... اما اين حقو دارم که وقتی نتونستم تحمل کنم ادامه ندم......اگه الان اينجا بود ميگفت تو همش دنبال اينی که بگی تموم ميکنم .....نمی خوام تموم کنم اما اين حقو دارم که با وضعيتی که نميتونم کنار بيام ادامه ندم يا حداقل عوضش کنم ؟.... باشه ..خيلی خوب ....تو حرفت و زدی ....اگه غير از اون بود تصميمش با تو......اه لعنتی دوسش دارم........ديوانه وار دوسش دارم.....

  
نویسنده : .. .. ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٥