مثل ابرای زمستون دلم از گريه پره.....

شيشه نازک دل منتظر تلنگره..........

وقتی که هق هق عشق زجه احتياجه...

سر جنون سلامت که بهترين علاجه....

از دست عزيزان چه بگويم گله ای نيست ...گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نيست...

سر گرم بخود زخم زدن در همه عمرم...هر لحظه جز اين دست مرا مشغله ای نيست..

ديريست که از خانه خرابان جهانم.....بر سقف فرو ريخته ام چلچله ای نيست......

در حسرت ديدار تو آواره ترينم.....هر چند که تا منزل تو فاصله ای نيست.....

روبه روی تو کی ام من ...يه اسير سر سپرده...چهره تکيده ای که تو غبار ايينه مرده....

من برای تو چی هستم ....کوه تنهای تحمل .... بين ما پل عذابه من خسته پايه پل.....

ای که نزديکی به من، به من اما خيلی دوری ..خوب نگام کن تا ببينی ...چهره دردو صبوری.

تو سراپا بيخيالی ... من همه تحمل درد....تو نفهميدی چه دردی زانوی خستمو تا کرد.... 

  
نویسنده : .. .. ; ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٥