اين التماس آخره....

اين آخرين تلاشمه واثه به دست آوردنت ...باور کن اين قلبو نرو ...اين التماس آخر......

نرو نزار که بعد از اين دنيا به عشق شک بکنه ..هر کی دلش جای ديگه است عشق و بخواد ترک بکنه...نفس زدم از ته دل معصومه اين قلب بخدا...نزار بشه محال واثش باورش عشق آدما...

مرگ دلم پای تو اگه ازش گذر کنی.....لب تر کنی ..........لب تر کنی......

برگرد باز زير گوشم قصه عشق بگو ..بيا باز سرمای تنم را گرمی محبت ببخش ...بيا به انتظارم پايان ده.....انتظار ، شيرين و گواراست غم عشق تو، مثل خنجری که سينه بغض گرفته ام را می شکافد ...بشکاف  ، بگذار اندوه دوريت از تارو پود قلبم بيرون بجهد ،با هرجهش اين خون اندوه الود نفسی تازه می گيرم ،بشکاف سينه ام را  اما تنهام نزار، ترکم نکن......دلم پر از شکايته اما صدام در نمی ياد ..می ترسم از دستم بری کاری ازم برنمی ياد.....

  
نویسنده : .. .. ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٦