يکی از اون ور ابرا می رسه.......

يه شب از همين شبا يه شب سردو سياه

يکی از  اون ور ابرا می رسه غصه های منو باور ميکنه گل تنها ييمو پر پر ميکنه

واثه من قصه بودن می خونه ،می مونه هميشه با من می مونه

اون همونه يه افق يه آسمونه واثه من، نمی دونم چی بگم يه همزبون واثه من،يه مهربونه واثه من

می نويسم اسمشو روی همه پنجره ها چه عزيزه واثه من مثل هوا مثل خدا

  
نویسنده : .. .. ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٤