آخه تنهام

نمی تونم نمی تونم خنده کنم   دلم رو از خوشيها آکنده کنم     آخه تنهام      آخه تنهام

يه آشنا سنگ صبور   يه کس می خوام  ديگه دارم خفه می شم   نفس می خوام  آخه تنهام  آ خه تنهام

اره ديگه دونستم که تو کس نيستی  نفس نيستی  هوس نيستی   همه جا هستی و اينجا نيستی

رمز اميدی  صبح سپيدی عشق و نويدی   خدا جون  زندونيه دردم     فقط تويی تو کليد قفل اين زندون

نمی تونم  نمی تونم ........................... آخه تنهام  ... آخه تنهام

  
نویسنده : .. .. ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٤