شدم ۱۸.........

من معتقدم ۶۰سال زندگی ميکنم ،امروز نيمه اول زندگی من به پايان رسيد و پا به نيمه دوم گذاشته ام ...نمی دونم چه احساسی دارم اما انگار هنوز خيلی کار دارم که انجام نداده ام ....معنيش اينه که من در نيمه اول برای چند سالی عقب افتادم ...واقعيتش اينه که ادامه تحصيل بايد در نيمه اول تمام می شد و من چند سالی کوتاهی کردم ...الان يکی از مشغله های ذهنيم مساله درسه....اما خب می تونم به جرات بگم بر خلاف خيلی های ديگه ، راه زندگيمو بخوبی انتخاب کردم ...شايد خيلی ها هنوز نمی دونند که مسير زندگيشون چگونه خواهد بود ..اما من می تونم تا انتهای راه را ببينم ...

طی سالهای گذشته تجربه های زيادی کسب کردم و فکر ميکـــنم بقــيه اش هم روی همـــان تجـــارب ساخــته می شه ...اما اگه بخوام با خودم صادق باشم تا ۲۵ سالگی بخوبی جلو رفتم اما برای ۵ سال اخير واقعا توی زندگی کاهلی کردم و صرفا به راحت طلبيم فکر کردم ...اگر چه به معنای واقعی لذت جوانی راچشيدم ....چيزی که باز خيلی ها ازش بی نصيبند.....اونقدر اين تجارب را عميق و با سرعت طی کردم که واقعا چيزی بعنوان حسرت داشتن توی دلم نيست ....بخودم تبريک ميگم و از ۲۰ نمره بخودم ۱۸ می دم....

  
نویسنده : .. .. ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٥