ساز مخالف...

اين روزا سنگين سرت.......طول  و دراز سفرت....... هوای ما رو نداری ...شلوغ شده دورو ورت...

برات شدم مثل همه.. يه سايه مجسمه... از جون دنيا چی می خوای ...کجای دنيا مبهمه...

هر چی می گم مال منی .. .. ساز مخالف می زنی....

حلقه بی نگين شدی... با اونا همنشين شدی ..ما رو ديگه می خوای چيکار ...تو خوب و بهترين شدی....

ما رو سوا نمی کنی......شب رو خراب نمی کنی .....ديگه واثه خاطر من ، کسی رو خواب نمی کنی..

هر چی می گم مال منی ...ساز مخالف می زنی.....

عشقو گرفته طفرقه ..سفر می ری بی بدرقه...تکليف روياهام چی شد ؟.. دست تو موند بی دغدغه... عاشقی اما نداره ...جنون که حاشا نداره ... از همشون عاشق ترم ...اين ديگه دعوا نداره...آسون نمی شه تورو داشت ....بايد پيشت ستاره کاشت ..ماه و بايد تو اسمون  آخر چشم تو گذاشت....من از تو دل نمی کنم ...عاشقترينشون منم...ساز مخالفو بزن من ولی دم نمی زنم....

 

  
نویسنده : .. .. ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٥