کلکم شاکی نشو من تو رو راضی ميکنم...........

اينقدر دوستت دارم بشنوی خنده ات می گيره.... تو نگام می کنی و دلم تو چشمات می ميره .....

اينقدر دوستت دارم ديونه بازی ميکنم ........ کلکم شاکی نشو من تورو راضيت ميکنم ........

ديگه حرف همديگه رو مثل قديما نمی فهميم.... چقدر از هم دوريم .... چقدر با هم غريبيم..... بين دستای ما چند تا عروسک کوکی دارند بازی ميکنند ...يکی جای من، تو رو می بوسه.... يکی جای تو به من ميخنده....بعد منو تو نگاه ميکنيم که دو تا عروسک کوکی جای ما همديگرو به آغوش ميکشند............منو تو دل به روياها بستيم و روياها دل تنگمونو خوش کردن.....راستی اگه بخوای باور کنی فاصله ها زياده ها....نکنه با همين روياها در کنار عشقمون بميريم .... نکنه فاصله ها روی خط سرنوشن منو تو خط بکشن........

  
نویسنده : .. .. ; ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ امرداد ،۱۳۸٥