عادت........

عادت  ، انس ، خو، معتاد ، مونس ، انيس ، تا نس ، habit

خوب اين خاصيت انسان كه دائم به پيرامونش دل ببنده و انس بگيره ....شروع ماجرا حتی اسمش عادت هم نيست ... اما كمی كه ميگذره انگار حس عادت و خو گرفتن خودشو نشون می ده.... بطوری كه آدم دوست داره دائم چيز مورد عادت رو تجربه كنه ....بقول رفقا دلش قيلی ويلی می ره.....كمی بيشتر كه می گذره، انگار اگر چيزه مورد عادت نباشه دلش تنگ می شه .... از نبودش غمگين می شه.... و كمی بيشتر ...بخودش می ياد می بينه زندگيش انگار در گرو وجود شه...... عجب چيزه غريبيه اين عادت...... چه تحولاتی در زندگی آدم ايجاد ميكنه ...چه بسا مسير زندگی آدم عوض می شه...... دوستی ميگفت هميشه بخاطر داشته باشيم كه هيچ چيز مال ما نيست و دائمی نيست ...حضرت سعدی يه جايی گفته:

يار ناپايدار دووست مدار ...دوستی را نشايد اين غدار....

 

  
نویسنده : .. .. ; ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ امرداد ،۱۳۸٥