يه فکر تکراری.............

 هنوز جوابهای نهايی کنکور را ندادند اما من اميدی به قبولی ندارم با اينکه رتبه خوبی آوردم اما بسيار نا اميد شدم.... خوب خوشبختانه هنوز چند ماهی فرصت دارم ...قرار بود فروردين و ارديبهشت امسال تحولاتی صورت بگيره و برای من قبولی امسال خيلی مهم بود .. اما از اونجا که همه چيز با تاخير صورت ميگيره اين دفعه هم اين تاخير به نفع من شد و حالا فکر می کنم باز فرصت دارم يکبار ديگه خودم را محک بزنم و اميدوارم امسال ديگه رتبه ام تک رقمی بشه .... انشاءاله ..... بخاطر همين مجددا برنامه ريزی کردم با اين تفاوت که امسا ل وضع زبانم بهتر از پارساله و می تونم به ضريب زبان هم مطمئن باشم .... اما انصافا با يک دست چند تا هندو نه برداشتنه ... هم درس ...هم پول ...هم ورزش ..... و از همه بدتر همين کاهش وزنه .... مثل خوره ذهنمو درگير کرده ...پارسال بخاطر همين استراحت کردن و درس خوندن ،چند کيلو اضافه وزن آوردم .....حالا واثم شده معضل .... يه روز هم بايد برم انقلاب سفارش کتاب بدم ....پارسال فقط نيمی از کتابها رو داشتم و اصلا جزوه ها رو نداشتم ...حالا بايد يک روز هم با يکی از استادام هماهنگ کنم تا جزوه ها رو بگيرم .........فعلا با کتابهايی که دارم شروع کردم و هفته ای ۲ روز هم ميرم بام تهران ،واثه پياده روی ..... تا ببينم بعدش خدا چی ميخواد .......

  
نویسنده : .. .. ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ امرداد ،۱۳۸٥